آلبوم آيت‌الله سيدعلي خامنه ای

Seyed Ali Khameneh

تعداد عکس های این آلبوم : 3
تعداد نظرات : 0

|عکس و مطالب جدید خود را در رابطه با این آلبوم، از طریق آپلود سنتر سایت، برای ما ارسال نمایید تا بنام خودتان در سایت قرار گیرد.|

| Please send us, your photos and information in relation to this album, by upload center... or this Email: memarjoon@gmail.com|

1 
زندگینامه حضرت آيت‌الله العظمي سيد علي خامنه ای (رهبر معظم انقلاب)

seyed_ali_khameneh آيت‌الله العظمي سيد علي خامنه‌اي


نام اصلي :              سيد على حسيني خامنه

تاريخ تولد
:              24 تير 1318 (July 15, 1939)

محل تولد
:              مشهد مقدس، جمهوري اسلامي ايران

والـــــدين
:              حاج سيد جواد حسيني خامنه و حاجيه خانم خديجه ميردامادي

همســر
:                حاجیه خانم بانو خجسته

فرزنـدان
:               سيد مصطفي، سيد مجتبي، سيد محسن، سيد ميثم
                                سیده بشري و سیده هدي

سمت يا مقام
:       مجتهد و رهبر معظم جمهوري اسلامي ايران

سال‌هاي فعاليت
:  بدليل گستردگي در متن گنجانده شده است.

زمينه فعاليت
(ها) :  بدليل گستردگي در متن گنجانده شده است.


زندگينامه :

سيد على حسيني خامنه‌اى فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌ و المسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در تیر ماه سال 1318 شمسي برابر با 1357 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. او دومين پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سيد جواد خامنه‌اى هم مانند بيشتر روحانيون و مدرسان علوم دينى، بسيار ساده: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خيلى پارسا و گوشه‌گير [...] زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مى‌افتاد كه در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مى‌كرد. [...] آن شام هم نان و كشمش بود.»
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند: «منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.


آشنایی با خاندان آيت‌الله العظمي خامنه ای :

seyed_javad_khamenei آیت الله سید جواد خامنه ای

 

    - پدر
پدرشان سيد جواد خامنه‌اي (تولد: 20 جمادی الثانی 1313 برابر با 16 آذر 1274 - وفات: 14 تیر 1365) از علما و مجتهدان عصر خود بوده که در نجف متولد شد و در کودکي همراه خانواده‌اش به تبريز آمد. دوران نوجوانی را در جریان رخداد‌های نهضت مشروطه گذراند. جنگ‌های محله امیر خیز، شهادت ثقه الاسلام و جنازه به دار کشیده او در روز عاشورا، سخنرانی‌های پرشور  و بلند شوهر خواهر خود، شیخ محمد خیابانی را که گاه تا ۴ ساعت ادامه می‌یافت از نزدیک دید. وی علوم مقدماتی را در مدارس تبریز خواند. حدود ۹ ماه در مشهد توقف کرد و سپس به تبریز بازگشت. در این مدت مادرش از دنیا رفته بود. گفته می‌شود در این زمان شاهراه (جاده تهران به مشهد) نا امن بود و راهزن‌های منطقه استر آباد مدام در تاخت و تاز به این جاده بودند. سید جواد به بادکوبه رفت و از طریق بحر خزر راهی عشق آباد شد و از آن صوب به خراسان رسید. وی در مشهد نزد آقایان حاج سید حسن قمی، میرزا محمد آیت الله زاده خراسانی، حاج فاضل خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی تلمذ کرد.

سید جواد در سال ۱۳۴۵ ق و در نخستین سال از سلطنت رضا شاه، راه نجف اشرف را پیش گرفت تا اندوخته‌های خود را کامل کند. پس از ۶ سال در بازگشت به ایران راه به سوی نجف گشود. در آستانه چهارمین دهه زندگی خود بود که با ضایعه مرگ همسر که سه فرزند دختر از او به یادگار داشت رو به رو شد. آیت الله سید جواد خامنه ای در مشهد به عنوان یک مجتهد و عالمی‌ صاحب نظر به تشکیل حوزه تدریس اقدام نکرد. وی شاگردان خصوصی و گاه موقت داشت که غیر از فرزندان، می‌توان از حاج میرزا نصرالله شبستری از روحانیون تبریز و حاج میرزا حسین زاده عبایی از علمای مشهد یاد کرد. و نمار صبح را با اندکی تاخیر و نیز تانی می‌خواند از این رو مامومین خاص داشت. وی مقید به تشرف به حرم رضوی و زیارت امام رضا (ع) بود. این آداب حتی هنگامیکه مبتلا به بیماری چشم شد و مدتی دچار نابینایی گردید، با کمک پسرانش ادامه داشت. معالجات بعدی توانست یک چشم او را بینا نگه دارد.

وی بسیار ساده زیست، قانع و زاهد بود و دلبستگی دنیوی نداشت. به نظر می‌رسد تن دادن به این نوع زندگی، نه از سر اجبار بلکه یک انتخاب بود و همسر او نیز به این گزینش زندگی احترام می‌گذاشت. آیت الله سید جواد خامنه ای را نمی‌توان مرد سیاست و مبارزه به مفهومی‌که امروز تصور می‌شود نامید. وی پا به این عرصه نگذاشت و ادعای آن را هم بر زبان نراند. ایشان امام خمینی را از نزدیک دیده و با ایشان آشنا شده بود. بلکه می‌توان گفت او با حاج آقا روح الله رفاقت داشت. آشنایی آنها احتمالا به اوایل دهه چهل قمری، یعنی پیش از سفر علمی‌حاج سید جواد به نجف می‌رسد. آقای خمینی در یکی از سفرهای زیارتی خود به مشهد، میهمان حاج شیخ علی اکبر نوغانی بود. آقای نوغانی مقدمات دیدار آنها را فراهم کرد و حاج سید جواد به همراه حاج سید ‌هاشم، پدر زن خود به دیدار حاج آقا روح الله رفتند. جذابیت منش و متانت و سلوک امام خمینی همواره در یاد و ضمیر حاج سید جواد باقی بود و از آن یاد می‌کرد.

با آغاز نهضت امام خمینی و ورود پسران حاج سید جواد به صحنه مبارزه با حکومت پهلوی، خانواده خامنه ای در مشهد تحت مراقبت و گاه فشار قرار گرفت. گاه سه پسر او پشت میله‌ها به سر می‌بردند. در نیمه دهه چهل رفت و آمد اجباری سید علی خامنه ای به شهربانی و ساواک فزونی گرفت. از این رو از دی ماه سال ۱۳۴۵ ش ساواک به دنبال تهیه "بیوگرافی ملصق به عکس" آیت الله سید جواد خامنه ای بود و از شهربانی خراسان خواست تا این کار را انجام دهد. مامور شهربانی پس از مراجعه به حاج سید جواد دست او را بوسیده و از او می‌خواهد با دو قطعه عکس به اطلاعات شهربانی بیاید. اما پاسخی که دریافت می‌کند این است: مرا با شهربانی کاری نیست، من با شهربانی سر و کاری ندارم.این درخواست ساواک تا حدود ۴ سال بعد به تعویق افتاد تا این که حاج سید جواد تهدید شد "در صورتی که از تنظیم بیوگرافی و تسلیم عکس خودداری کند قهرا برای وی عواقب ناراحت کننده ای دارد" تهدید‌ها موثر افتاد و آیت الله سید جواد خامنه ای با بی حوصلگی به ۱۹ سوال از ۲۲ سوال برگه مشخصات در حد یک، دو یا سه کلمه پاسخ داد. نزدیکان حاج سید جواد درباره او گفته اند که وی بسیار مطالعه می‌کرد. موضوع کتاب‌های مورد علاقه او فقه، اصول، حدیث، تفسیر، رجال، سپس کتابهای تاریخی و دیگر موارد بود. وی خلق و خوی و سلوک مدرسه ای داشت. این ویژگی چه بسا از تاثیرات دوران تحصیل طولانی و تنهایی در حجره‌ها نشات می‌گرفت.

او پیکری لاغر اما سالم داشت. کم غذا می‌خورد. بسیار قناعت پیشه بود و گذر زمان نیز کیفیت معیشت او را دچار دگرگونی نکرد. آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی وقتی در سال ۱۳۵۱ ش به مشهد رفت، هنگام ملاقات با آیت الله سید جواد خامنه ای خطاب به فرزندان وی گفت: "من ۴۰ سال قبل همراه پدرم از تبریز به مشهد آمدم و برای دیدن آقا، سری به ایشان زدم. آقا در ۴۰ سال پیش همان جایی نشسته بود که الان نشسته و من همان جایی نشستم که پدرم نشسته بود و این اتاق و این خانه کمترین تغییری نکرده است." آیت الله سید جواد خامنه ای از بانو خدیجه میر دامادی دارای چهار پسر و یک دختر شد. سید محمد، سید علی، بدر السادات، سید‌هادی و سید محمد حسن. او پس از ۹۳ سال زندگی در ۱۴ تیر ۱۳۶۵ درگذشت و در توحید خانه "رواق پشت سر مرقد امام رضا (ع)" رخ در نقاب خاک کشید.


    - مادر
بانو خدیجه ميردامادي (متولد: ۱۶ اردیبهشت 1293 ـ وفات: ۱۵ مرداد ۱۳۶۸)، تنها فرزند آیت الله سید‌هاشم نجف آبادی از همسر اول بود. مادرش بی بی سکینه زود از دنیا رفت و این کودک در آستان فقدان محبت مادر  از چشمه مهر مادر بزرگ سیراب شد. به احتمال زیاد خدیجه خانم در ۱۵ سال نخست زندگی از محضر علمی ‌پدر بهره برده و غیر از سواد معمول با برخی متون نیز آشنایی یافت. وی همراه پدر به ایران مهاجرت کرد و در ۲۰ سالگی به عقد سید جواد خامنه ای در آمد. او زبان عربی و فارسی را به موالات هم آموخته بود و رفته رفته زبان ترکی را نیز فرا گرفت. اندوخته علمی ‌بانو خدیجه با مطالعات در تفاسیر قرآن و کتب تاریخی چون "روضه الصفا" به جایی رسید که زندگی انبیا معصوم و شخصیت‌های قرآن را در قالب داستان‌ها و روایت‌های شنیدنی برای فرزندانش باز می‌گفت. بانو خدیجه با دعا و مستحبات مانوس بود از اعمالی چون ام داوود، ادعیه ای مانند عرفه و نماز‌هایی چون جعفر طیار غفلت نمی‌ورزید. او فرزندان خود را نیز در این مناسک شریک می‌کرد. ایشان قرآن را با صدایی خوش تلاوت می‌کرد، به ویژه در دوران جوانی گوش فرزندانش را از این نوا حظ می‌برد.

بانو خدیجه در گفتار و رفتار عوام گریز بود. حشر و نشری گزیده داشت و ترجیح می‌داد با زنانی نشست و برخاست کند که شبیه او باشند. فرزندانش در وصف او می‌گویند که زنی خوش سخن، سنجیده گو، حافظ آیاتی از قران، صریح الهجه، بسیار تاثیر گذار در تربیت و بالندگی فرزندان بود. او به دیوان حافظ تسلط داشت و ضمیر خود و کودکانش را با اشعار خواجه صیقل می‌داد. خدیجه جوان وقتی به خانه سید جواد خامنه ای آمد، در میان جهیزیه خود یک دیوان حافظ چاپ بمبئی آورد.

بانو خدیجه زنی شجاع بود و این خصلت در همه امور زندگی او نمود داشت. این ویژگی در زمان مبارزه پسرانش با حکومت پهلوی بارها چه در برخورد با ماموران و چه در ملاقات با پسران زندانی اش بروز داشت. خانم میر دامادی وقتی برای ملاقات پسرانش به زندان می‌رفت، مادرانه حرف نمی‌زد و از رنجی که می‌کشید واگویه نمی‌کرد. او در قبال پدیده‌های سیاسی منشی روشن بینانه داشت. زمانی که پسرش سید علی خامنه ای مباحثی را در سخنرانی‌های خود آغاز کرد که طرفداران زیادی از جوانان، روشنفکران و دیگر طبقات مردم پیدا نمود، بانو خدیجه به پای سخنان پسر می‌نشست و با چشم قبول به آن می‌نگریست. خانم میر دامادی چندین بار به عتبات سفر کرد که همگی آنها پیش از کودتای ۱۳۳۷ ش عبدالکریم قاسم بود. در آخرین سفر (۱۳۳۶ش) سید علی و سید محمد حسن نیز همراه او بودند. ایشان مرجع برخی از زنان محل یا شهر بود. برای حل اختلاف به او مراجعه می‌کردند و وی آنها را با گشاده رویی می‌پذیرفت. این مراجعات پس از انقلاب بیشتر شد. حاجیه خانم خدیجه میردامادی در ۱۵ مرداد ۱۳۶۸ بر اثر سکته قلبی در گذشت و پیکرش روز بعد رخ بر تراب تیره نهاد. آرامگاه او در حرم امام رضا (ع) در کنار شوی اش واقع است. آيت‌الله خامنه‌اي از سوي مادر به محمد ديباج فرزند امام جعفر صادق (ع) نسب مي‌رساند.

    - پدربزرگ پدری
آیت الله سید حسین حسینی خامنه ای (متولد: 1260ق - وفات: 1325ق) نسب به سادات افطسی می رساند. شجره وی به سلطان العلما احمد معروف به سلطان سید احمد می رسد که با پنج واسطه از اخلاف امام زین العابدین علی بن الحسین (ع) است: سلطان سید احمد فرزند میر سید محمد مداینی، فرزند حسن، فرزند حسین، فرزند حسن افطس فرزند علی اصغر فرزند امام زین العابدین.

در سرگذشت سلطان سید احمد گفته شده است که در اواخر قرن چهارم به ایران هجرت کرد و در جبال، عراق عجم بعدی و اراک فعلی اقامت گزید. چون تحت تعقیب ماموران بنی عباس بود، به هزاوه پناه برد و در 360 هجری در حال اقامه نماز شب به شهادت رسید. در زمان شاه عباس کبیر بارگهی بر قبر او بنا گردید که از دیرباز تا کنون مورد توجه مردم بوده است. آیت الله سید حسن خامنه ای، فرزند سید محمد حسینی تفرشی خامنه ای تبریزی است که در سال 1260 ق در خامنه به دنیا آمد. در منابع از علت هجرت سید محمد از مناطق مرکزی ایران به آذربایجان سخنی نرفته است. سید محمد فرزند سید محمد تقی فرزند میرزا علی اکبر فرزند سید فخرالدین تفرشی است. سید فخر الدین مشهور به میر فخرا است و منتسبین او به میرفخرایی معروفند.

سید حسین، پدر بزرگ آیت الله سید علی خامنه ای، دوران کودکی را در خامنه بالید و برای تحصیل راهی تبریز شد. شهر تبریز در آن دوره شاهد حضور فقهایی از شاگردان شیخ محمد حسن نجفی اصفهانی مشهور به صاحب جواهر  و شیخ مرتضی شوشتری انصاری بود. پس از کسب علوم مقدماتی، در حدود 1290 ق برای تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف رفت و فقه و اصول را نزد علمایی چون سید حسین کوه کمره ای و ملا محمد فاضل ایروانی آموخت. چندی بعد به مرحله ای رسید که کتب فقهی چون ریاض المسائل سید علی طباطبایی و مکاسب شیخ انصاری را تدریس می کرد و گروهی از طلاب تبریزی این دو کتاب را نزد سید حسین آموختند. وی به تالیف کتاب هایی در فقه و اصول از جمله نگارش تعلیقاتی بر دو کتاب یاد شده پرداخت. آیت الله سید حسین خامنه ای علوم معقول را نزد فیلسوف نامی آن زمان میرزا باقر شکی فرا گرفت. و حدود 1315 ق به آذربایجان بازگشت. شاگردانی که درس آموخته او در نجف اشرف بودند، و به مراتب علمی او آگاهی داشتند وی را به اقامت در تبریز واداشتند.

آیت الله سید حسین خامنه ای در محلیه خیابان، کوچه قره باقی (قره باغ لر کوچه سی) ساکن شد و به زودی در محافل علمی و مردم تبریز وجاهت و اعتبار یافت. وی از همان ابتدا به خواست معاریف شهر، امامت جماعت مسجد جامع را که کنار مدرسه علوم دینی طالبیه قرار داشت به عهده گرفت و به سید حسین پیش نماز نیز شهرت یافت. آیت الله سید حسین خامنه ای در شمار روحانیان آزاداندیش و طرفدار مشروطه آذربایجان بود. او که اجداد دورش با میرزا ابوالقاسم قائم مقام فرهانی اشتراک نسب داشت، مردم را به پاسداری و بیشبرد این نهضت تشویق می کرد. شیخ محمد خیابانی دختر سید حسین خامنه ای را به همسری گرفت و گاه در مسجد جامع به جای پدرزنش اقامه نماز کرد. همچنین میرزا اسماعیل نوبری از همقطاران نزدیک شیخ محمد خیابانی که هر دو نمایندگان تبریز در دومین دوره مجلس شورای ملی بودند، همسر نوه آیت الله سید حسین خامنه ای بود.

آیت الله سید حسین خامنه ای مردی با فضیلت، نیکو سرشت، بی اعتنا به دنیا و صاحب نفوذ اجتماعی و احترام میان مردم بود. وی به سال 1325 ق اندکی پس از استقرار مشروطیت، درگذشت و پیکرش بنابر وصیت خویش به نجف اشرف منتقل شد و در وادی السلام دفن شد. آیت الله سید حسین خامنه ای دارای هفت فرزند بود که یکی از آنان سید محمد، معروف به پیغمبر و دیگری سید جواد، پدر سید علی خامنه ای است. فرزند دیگر او میر مهدی نام داشت.

 

seyed_hashem_mirdamadi آیت الله سید هاشم میردامادی نجف آبادی

    - پدربزرگ مادری
نام و شهرت وی در منابع، حاج سید هاشم میردامادی (متولد: 1303ق - وفات: 22 آذر 1339) ، حاج سید هاشم نجف آبادی و سید هاشم حسینی میردامادی یاد شده است. نسب سید هاشم با سی و اندی واسطه به ابوالحسن محمد دیباج، فرزند امام جعفر صادق (ع) می رسد. بیشتر نیاکان وی از دانشمندان و رجال علمی بودند؛ نظیر حکیم نامور عصر صفوی، میرداماد، صاحب قبسات، صراط مستقیم، سدره النمتهی و...، و علامه میر محمد اشرف، مولف فضایل السادات، اشرف المناقب، علاقه التجرید و ...

سید هاشم دو ساله بود که پدرش را از دست داد و با سرپرستی مادرش بزرگ شد. وی تحصیلات خود را  با آمورش علوم دینی آغاز کرد. پس از گذراندن مقدمات دوره سطح، نزد آیات عظام آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، میرزا محمد تقی شیرازی و محمد حسین نایینی دانش آموخت و به درجه اجتهاد رسید. همچنین از افادات علمی و اخلاقی عالمان وارسته ای چون آقا سید مرتضی کشمیری بهره مند گردید. وی در نجف اشرف با بی بی سکینه ازدواج کرد و چندی بعد به مشهد مقدس آمد و با اقامت در این شهر به ارشاد مردم ، تفسیر قرآن کریم و تالیف  کتاب روی آورد. سید هاشم در یکی از شبستان های مسجد گوهر شاد، که رفته رفته به نام خودش شهرت یافت، آیه های قرآن را تفسیر می کرد که با استقبال گروهی از طلاب، فضلا و علاقه مندان رو به رو شد. مبنای تفسیر او مجمع البیان، نگاشته شیخ طبسی بود.

برخی منابع درباره حاج سید هاشم نوشته اند که فردی روشن ضمیر  و آزاد از تعصبات خشک بود و با معیار های عقلی و شرعی رفتار می کرد. در کارهایی که دلیل و منطق نداشت قدم نمی گذاشت؛ در برابر مخالفت با خرافات کم نظیر بود، با جنجال و هیاهو  و داد و فریاد موافق نبود، اصرار داشت صداها در فرستادن صلوات بیش از اندازه بلند نشود و شواهدی قرانی و روایی بر این موضوع ارائه می نمود. او می گفت خداوند به شما نزدیک است و لازم نیست هنگام دعا فریاد بزنید. حاج سید هاشم را اهل دل، صاحب نفس و نفوذ کلام توصیف کرده اند. با وجود این وی از رخدادهای اجتماعی و سیاسی جامعه کنار بود. او از جمله دستگیر شدگان، زندانیان و تبعید رفته های پس از حادثه خونین مسجد گوهر شاد (تیر 1314) بود. نام تعدادی از علمای بازداشت شده چنین است: شیخ ولی نجات، بحرالعلوم، دستغیب، حاج محقق، حاج شیخ هاشم فزوینی، شیخ آقا بزرگ شاهرودی (معروف به اشرفی)، کاتب الخاقان، سید یونس اردبیلی، سید عبدالله شیرازی، سید زین العابدین سیستانی، سید  محمد حسین حسینی، نواب احتشام رضوی، میرزا محمد آقا زاده، سید علی اکبر خویی، شیخ علی اکبر آشتیانی و سید هاشم نجف آبادی.

حاج سید هشام، به تهران منتقل شد و در آنجا زندانی گردید. تبعیدگاه او را در شهر سمنان تعیین کردند. وی چند سال در آنجا ماند و مدتی هم در شهر ری در جوار حضرت عبدالعظیم (ع) به حال تبعید زندگی کرد. در هر دوشهر تفسیر قرآن می گفت. حاج سید هشام در سال 1320 ش به مشهد بازگشت و خدمات علمی و اجتماعی خود را پی گرفت. تنها کتاب طبع شده از آیت الله سید هاشم نجف آبادی خلاصه البیان فی التفسیر القرآن به زبان فارسی است. جلد اول این تفسیر چهار جلدی در سال 1339 ش توسط انتشارات اخوندی چاپ شد. آیت الله سید هاشم نجف آبادی میردامادی چهار بار به حج مشرف شد. خدیجه میردامادی، تنها دخترش از همسر اول، مادر آیت الله سید علی خامنه ای است. همسر اول او در جوانی درگذشت. ازدواج دوم او با دختر ملا عبدالله واعظ تبریزی بود که از وی صاحب چهار پسر و چهار دختر شد. نیای مادری آیت الله خامنه ای، 22 آذر 1339 در اثر بیماری قلبی دار فانی را وداع گفت و پیکرش در دارالسرور حرم مطهر حضرت رضا (ع) دفن گردید. در تشییع جنازه اش بسیاری از مردم مشهد و علاقه مندان شرکت کردند و تا چند هفته مراسم بزرگداشت وی در محله های گوناگون شهر برپا بود.

ازدواج :

مدتي از بازگشت به مشهد نمي گذشت. بانو خديجه كه در انديشه ازدواج پسر دومش بود، دست به كار شد و دختري را كه در خانواده اي سنتي و با علائق مذهبي پرورش يافته بود، به او پيشنهاد كرد. همو پا پيش گذاشت و مقدمات خواستگاري را فراهم نمود. همان راهي را كه چهار پنج سال پيش براي سيدمحمد رفته بود، اين بار براي سيدعلي پيمود. حاج محمداسماعيل خجسته باقرزاده، پدر عروس، از كاسبان ديندار و باسواد مشهد بود. او پذيرفت كه دخترش به عقد طلبة تازه از قم برگشته اي درآيد كه تصميم دارد در مشهد ساكن شود، آيت الله ميلاني و ديگر بزرگان اهل علم مشهد او را مي شناسند و تأييد مي كنند و به او علاقه دارند. هزينه ازدواج، آن بخشي كه طبق توافق به عهده داماد بود، توسط آيت الله حاج سيدجواد خامنه اي تأمين شد كه مبلغ قابل توجهي نبود. مخارج عقد را گذاشتند به عهده خانواده عروس كه حتماً قابل توجه بود. "آنها مرفه بودند، مي توانستند و كردند."

اوايل پاييز 1343 سيدعلي خامنه اي و خانم خجسته پيوند زناشويي بستند. خطبه عقد توسط آيت الله ميلاني خوانده شد. از اين زمان، همدم، همسر و همراهي تازه، كه هفده بهار بيش نداشت، پا به دنياي آقاي خامنه اي گذاشت كه در همه فرودهاي سرد و سخت زندگي سياسي و شايد تك فرازهاي آن در آن روزگار، ياري غم خوار و دوستي مهربان بود. كارت دعوت را سفارش دادند و روز جشن را كه در خانه پدر عروس در پايين خيابان برگزار مي شد، تعيين كردند. آن شب آقاي خامنه اي در آستانه ورودي خانه ايستاده بود و از ميهمانان استقبال مي كرد. مراسم، آن طور كه مرسوم خانواده هاي مذهبي و مقيد آن زمان بود، برگزار شد. پس از عقد و پيش از هم خانه شدن، نوعروس خانواده خامنه اي باخبر شد كه شوي 25 ساله اش پا در ميدان مبارزه دارد. "شايد اولين روزها و ... يا هفته هاي پيوند [مان] ...بود، مسائل سياسي من به وسيله خودم براي ايشان مطرح شد ... شايد قبلاً هم مي دانستند كه من توي اين مسائل سياسي هستم، لكن مرا به [چشم] طلبه اي ... كه مورد توجه و علاقه... بزرگان و اساتيد... هستم... نگاه مي كردند."


در حوزه علميه :

ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بودند. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شده و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواندند. درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواندند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرشان خواندند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.

در حوزه علميه نجف اشرف :

 

seyed_ali_khamenei آیت الله سید علی خامنه ای در 18 سالگی

آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.

در حوزه علميه قم :

آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى و علـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند و از پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند : «به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام».

آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.

مبارزات سياسى :

آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».

همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره) و اولین بازداشت :

آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى و اعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تبعيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.

دوّمين بازداشت :

در بهمن 1342 (رمضان 1383) آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن (سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه) مورد استقبال مردم قرار گرفتند. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کردند. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.

سوّمين و چهارمين بازداشت :

کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.

پنجمين بازداشت :

حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد :
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد».

بازداشت ششم :

در بين سالهاى 1350 تا 1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت»، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل می شد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان : «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنانکه آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.

در تبعيد :

رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

seyed_ali_khamenei_1360 ترور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، سال 60 مسجد ابوذر تهران


در آستانه پيروزى :

درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى (ره) به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

پس از پيروزى :

آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم:

    - پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود، شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
    - معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
    - سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
    - امام جمعه تهران، 1358.
    - نماينده امام خميني (قدّس سرّه) در شوراى عالى دفاع، 1359.
    - نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
    - حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
    - ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
    - رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند.
    - رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
    - رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
    - رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
    - رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبير انقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.

سید_هاشم_میردامادی سید هاشم میردامادی

سید_جواد_خامنه ای سید جواد خامنه ای

سید_مصطفی_خامنه ای سید مصطفی خامنه ای

سید_مجتبی_خامنه ای سید مجتبی خامنه ای

سید_مسعود_خامنه ای سید مسعود خامنه ای

سید_میثم_خامنه ای سید میثم خامنه ای


آشنايي با فرزندان مقام معظم رهبری :

به گزارش تبيان، معظم له اکنون داراي 6 فرزند هستند. نام خانوادگي همسر ايشان «خجسته» است. نام دخترانشان بشري و هدي، و نام فرزندان پسرشان سيد مصطفي، سيدمجتبي، سيدمسعود و سيدميثم است. دو تن از فرزندان پسر ايشان 8 سال در جبهه‌هاي جنگ ايران و عراق حضور داشتند. يکي از دختران ايشان همسر فرزند آيت الله محمدي گلپايگاني است که ضمن آراستگي به لباس شريف روحانيت و علم دين در دانشگاههاي کشور نيز به تدريس متون حقوقي به زبان فرانسه اشتغال دارند و دختر ديگر ايشان همسر فرزند آيت الله باقري کني از علماي تهران است. سيد مصطفي فرزند بزرگ ايشان با دختر آيت‌الله خوشوقت ازدواج کرده ‌است. سيد مجتبي داماد دکتر غلامعلي حداد عادل است. سيد مسعود نيز با فرزند آيت‌الله خرازي و خواهر صادق خرازي ازدواج کرده ‌است. سيد ميثم کوچکترين فرزند ايشان نيز به ازدواج دختر آقاي لولاچيان از بازاريان متدين در آمده است.

مقام معظم رهبري همچون امام راحل فرزندان خود را از فعاليت هاي سياسي و اقتصادي مبرا داشته و به ايشان توصيه کرده اند که در کارهاي اقتصادي وارد نشوند. حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين احمد مروي در اين رابطه چنين بيان داشتند: "ايشان چهار فرزند پسر دارند که هر چهار نفر، طلبه‌ و معمم هستند و حقيقتاً هم درس مي‌خوانند. خوب هم درس مي‌خوانند. من با اينها مأنوسم، اين توفيق را دارم. اُنسي دارم، نشست داريم، گعده داريم، صحبت مي‌کنيم. يک بار نديده‌ام که اينها راجع به پولي، امکاناتي و چيزهاي از اين قبيل صحبت بکنند. گويي افرادي معمولي هستند و پدرشان هم يک فرد معمولي است. فرزندانشان بيشتر همين مسائل درس و بحث برايشان مطرح است و نگراني‌هايي که نسبت به مردم و نسبت به زندگي طلاب و نسبت به قضاياي ديگر دارند، همان دغدغه‌هايي است که خود آقا دارند اين خيلي ارزش دارد که امکانات باشد و موقعيت فراهم باشد و هيچ اقبالي به آن نشان داده نشود. اين خيلي ارزشمند است. براي خود حضرت آقا، همه رقم امکانات هست ولي هيچ اقبالي ما نمي‌بينيم. نه خودشان، نه خانواده‌شان! قطعاً خود حضرت آقا دوست ندارند که بستگانشان و مخصوصاً آقازاده‌ها‌يشان در کارهاي اقتصادي باشند، قطعاً اين را آقا نمي‌پسندند. اين که آنها براي خودشان دنبال آينده‌اي باشند‌ زندگي، مال، منال، پول، پس‌انداز‌ اصلاً وجود ندارد. اگر بود، من مطلع مي‌شدم. چون خيلي با اينها مأنوسم. من چنين چيزي واقعاً در اينها نديده‌ام. [...] آقازاده‌ها در دفتر مسئوليتي ندارند. فقط در نشر آثار همکاري دارند والان هيچ کدام از آقازاده‌ها مسئوليتي ندارند. جايي هم مشغول نيستند. ممحّض در درس و کار طلبگي هستند. درس مي‌خوانند و انصافاً هم درسشان خيلي خوب است. خيلي خوب پيشرفت کرده‌اند. خود آقا مصطفي که الان سطوح عاليه را در قم تدريس مي‌کنند. ايشان مکاسب و کفايه در قم تدريس مي‌کنند."

آثار حضرت آیت الله سید علی خامنه ای :

آيت‌الله خامنه‌اي تحقيق و تأليف را از دوران طلبگي آغاز کرد و تقريرات دروس اساتيد خود را نگاشت و قبل از پيروزي انقلاب به ترجمه و تأليف چند اثر نيز همت گماشت.

تأليفات و پژوهش‌ها
    - چهار کتاب اصلي علم رجال
    - طرح کلي انديشه اسلامي در قرآن
    - پيشواي صادق
    - از ژرفاي نماز
    - صبر
    - روح توحيد نفي عبوديت غيرخدا
    - گزارشي از سابقه تاريخي و اوضاع کنوني حوزه علميه قم

ترجمه‌ها
    - آينده در قلمرو اسلام، نوشته‌ي سيدقطب
    - صلح امام حسن: پرشکوه‌ترين نرمش قهرمانانه‌ي تاريخ، نوشته شيخ راضي آل‌ياسين
    - تفسير في‌ظلال‌القرآن، نوشته سيدقطب
    - مسلمانان در نهضت آزادي هندوستان، نوشته عبدالمنعم النمر
    - ادعانامه عليه تمدن غرب (ترجمه و تحقيقات)

علاوه بر آن، بسياري از آراء و انديشه‌هاي ايشان که در گفتار و نوشتار ايشان و در قالب  پيام، سخنراني، خطبه، مصاحبه منعکس شده است به صورت کتاب و نرم‌افزار با عناوين گوناگون و به صورت موضوعي منتشر گرديده و برخي از آنها نيز به زبانهاي ديگر ترجمه شده است. همچنين، پايان‌نامه‌ها، رساله‌ها، مقالات و کتابهاي گوناگوني ناظر به افکار و انديشه‌هاي ايشان تأليف و تدوين شده است. نيز، بخشي از مجموعه بيانات و مکتوبات ايشان در دوره رهبري با عنوان «حديث ولايت» منتشر گرديده است.

 

مدارک شناسایی رهبر معظم انقلاب :

 

seyed_ali_khamenei

شناسنامه آیت الله العظمی سید علی خامنه ای

 

seyed_ali_khamenei

کارت ملی آیت الله العظمی سید علی خامنه ای

 

seyed_ali_khamenei

کارت بسیج آیت الله العظمی سید علی خامنه ای

 

seyed_ali_khamenei

حکم ریاست جمهوری آیت الله العظمی سید علی خامنه ای سال 1360

 

منابع :

    - سایت پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری leader[dot]ir
    - سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای farsi
[dot]khamenei[dot]ir
    - سایت خط شکنان khatshekanan
[dot]ir
    - سایت موسسه جهادی jahadi
[dot]ir


نظر شما درباره این آلبوم

نام شما : *  
پست الکترونیک : آدرس ایمیل اختیاری بوده و در سایت نمایش داده نمی شود
متن : *
آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود
آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود
آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود
آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود
آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود آیکن عکس دانلود
 
7 + 7 =  
 
  - نظرات پس از تائید نمایش داده خواهند شد .
- نظراتی که در آنها به شخص خاصی توهین شده باشد ، تائید نخواهد شد .
- نظراتی که به عکس بالا یا سایت مرتبط نباشد ، تائید نخواهد شد .
- نظرات خیلی کوتاه تائید نخواهد شد .
این آلبوم را در گوگل محبوب کنید.